۲خی ها

جایی برای دخی های ناز....

ساکت و ساده و سبک بود.

قاصدکي داشت مي رفت.

فرشته اي به او رسيد و چيزي گفت.

قاصدک بي تاب شد و هزار بار چرخيد و چرخيد و چرخيد.

قاصدک رو به فرشته کرد و گفت:

امّا شانه هاي من ظريف است ، زير اين خبر مي شکند ،

من نازک تر از آنم که پيامي اين چنين بزرگ را با خودم ببرم...

فرشته گفت:

درست است،آن چه بايد تو بر دوش بکشي غير ممکن است و سنگين ،

امّا تو ميتواني ، زيرا قرار است تو بي قرار باشي.

فراموش نکن نام تو قاصدک است و هر قاصدکي يک پيامـبر.

آن وقت فرشته خبر را به قاصدک داد و رفت و قاصدک ماند و خبري دشوار...

حالا هزاران سال است که قاصدک مي رود و مي چرخد،

مي رقصد و همه مي دانند که او با خود خبري دارد...

ديروز قاصدکي به حوالي پنجره ات آمده بود.

خبري آورده بود و تو يادت رفته بود که هر قاصدک يک پيامبر است.

پنجره بسته بود ، تو نشنيدي و او رد شد.

اگر باز هم قاصدکي ديدي ، ديگر نگذار که بي خبر بگذارد و برود ،

از او بپرس چه بود آن خبري که

روزي فرشته اي به او گفت و او اين همه



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ 5 شهريور 1393برچسب:,

] [ 14:37 ] [ سارا ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه